ادمین چهارشنبه 7 بهمن 1388 10:13 نظرات ()

آشنایی با اهمیت تاکتیکتاکتیک (Tactic) در لغت به معنای تدابیر جنگی است و به کارشناس امور جنگی نیز Tactical اطلاق می شود. تاکتیک در واقع روش های جنگیدن است که حاصل تفکر و تجربیات بشر در امور نظامی و جنگی می باشد. در واحدهای نظامی افراد با تمرینات و آموزش کافی با روش های و هنر مبارزه آشنا می شوند و هر نظامی با توجه به وظیفه و مسئولیت خود به میزان لازم می بایست از این هنر نامحدود بهره مندشود تا در میدان رزم هنر جنگیدن خود را به نمایش گذاشته و دشمنش را مغلوب نماید. در لحظات حساس مبارزه کسانی پیروز خواند شد که روش های بهتر یا همان تاکتیک برتر نسبت به حریف خود داشته باشند. واژه تاکتیک برای هر فرد نظامی تداعی کننده اصول و قواعد مبارزه و آموزش های دشوار و جذاب نظامی و زنده کننده خاطرات دوران آموزشی رزم مقدماتی است.

پیشینه تاریخی به وجود آمدن تاکتیک به انسان های نخستین باز می گردد، هنگامی که انسان های اولیه برای زنده ماندن و زندگی کردن با خطرات بسیاری مواجه شدند و برای مبارزه کردن با خطرات بسیاری مواجه شدند و برای مبارزه کردن با این خطرات قدرت عضلانی انسان بسیار ناچیز بود. در نتیجه آنان باید به یک قدرت برتر که همان قدرت عقل و تفکر انسان است تکیه می کردند و با استفاده از تاکتیک سایر موجودات را شکست دادند. حال این انسان های متفکر بر سر قدرت و سلطه گری با یکدیگر وارد جنگ شدند که تاکنون ادامه داشته و خواهد داشت.

چندین سال قبل از میلاد مسیح نیز یک کارشناس نظامی چین به نام "سن تزو" در کتاب معروف خود "هنر جنگ" به اهمیت تاکتیک جهت غلبه بر دشمن اشاره ویژه ای کرده است. اگر به دلایل پیروزی یا شکست جنگ هایی که در دوره های مختلف تاریخ به وقوع پیوسته نگاهی بیاندازیم متوجه این موضوع می شویم که همیشه پیروزی نصیب شده که تاکتیک برتری نسبت به حریف خود داشته اند. حال به چند مورد از آن به دقت می نگریم:

نبرد موگادیشو

در سال 331 قبل از میلاد مسیح، داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی، با اتخاذ تدابیر جنگی نامناسب عرصه را برای فتح ایران به دست اسکندر مقدونی باز کرد. وی در جنگ های "گرانیک و ایسوس" از اسکندر شکست سختی خورد و علیرغم داشتن نیروی زبده نظامی در جنگ "گوگامل"، آخرین جنگ، نیز شکست خورده و سرنگون شد و ایران به تصرف اسکندر درآمد. مورخان و کارشناسان بر این باورند که اگر در این جنگ داریوش سوم در منطقه بین النهرین از تاکتیک صحیح استفاده می کرد می توانست اسکندر را شکست دهد. اشتباهات تاکتیکی او استقرار نیروهای خود در محل های نامناسب جهت دفاع و ضعف فرماندهی اش بود.

بروز جنگ های جهانی اول و دوم باعث پیشرفت قابل ملاحظه ای در زمینه تاکتیک های نبرد، اصلاح در ساختار و سازمان نیروهای نظامی و ایجاد تغییرات بنیادین در دکترین های نظامی شد. برای مثال آلمان در جنگ جهانی دوم با تکیه بر تاکتیک جدیدی به نام حمله برق آسا که مبنی بر غافلگیر کردن حریف بود، توانست پیشرفت زیادی کند و قسمت اعظم اروپا را به تصرف خورد درآورد.

تاکتیک در جنگ

در ماه اوت سال 1964 میلادی جانسون، رئیس جمهور وقت امریکا دستور دخالت مستقیم نیروهای خود را در کشور ویتنام صادر کرد. وی به نظامیان خود که از لحاظ نفرات و داشتن تجهیزات پیشرفته به مراتب بسیار قوی تر از ویتنامی ها بودند، می بالید. او به این مسئله مهم تاکتیکی توجهی نکرد که عمده درگیری و جنگ داخل مناطق جنگلی است و ویتنامی ها از لحاظ تاکتیک عملیات در جنگل بهتر از امریکایی ها می جنگنند. جانسون تصور می کرد به سرعت پیروز می شود. ولی جنگ تبدیل به یک جنگ فرسایشی شد و 9 سال طول کشید و در دوره ریاست جمهوری بعدی نیکسون، جنگ با خفت و شکست نظامی و تحمل خسارت برای ایالات متحده به پایان رسید. پس از این شکست تاریخی، امریکایی ها علاوه بر تجهیزات نظامی به تقویت بنیه و رفع نقاط ضعف تاکتیکی نیروهای خود اهمیت ویژه ای دادند. یکی از دروس تاکتیک که امریکایی ها به اهمیت و آموزش آن به ویژه در نیروهای مخصوص (Special Force) توجه خاص کردند، جنگ نامنظم شهری  (Urban Guerrilla Warfare) بود و نتیجه این آموزش در تاریخ سوم اکتبر 1993 میلادی به خوبی نمایان شد. امریکایی ها در این تاریخ با یک گروهان از تکاوران و یک گروه از نیروهای دلتا (Delta Force) به یکی از نقاط "شهر موگادیشو"  در کشور سومالی یورش بردند. هدف آنها دستگیری دو نفر از معاونان ارشد "ژنرال عیدید" بود. این عملیات که قرار بود یک ماموریت رهایی گروگان باشد با سقوط دو فروند هلی کوپتر بلک هاوک تبدیل به یک جنگ تمام عیار 18 ساعته شد. در این نبرد امریکایی ها قواعد جنگ شهری را رعایت می کردند و این در حالی بود که چریک های سومالیایی حساب شده عمل نکردند. از نظر نظامی به دلیل آزادی گروگان ها توسط امریکایی ها و مقایسه تلفات دو طرف درگیر ارتش ایالات متحده پیروز شد و یک شکست تاکتیکی برای نیروهای سومالیایی به بار آورد. آمار تلفات امریکایی ها 18 نفر کشته و 73 نفر مجروح در برابر بیش از 500 نفر کشته و 1000 نفر از زخمی از چریک ها، این موضوع را ثابت می کند که تاکتیک از اهمیت فوق العاده ای در جنگ ها برخوردار است.

سرباز جنگی

اکنون با توجه به دلایل شکست یا پیروزی  جنگ های ذکر شده می توان به عمق موضوع پی برد که داشتن تاکتیک برتر اول قدم در راه پیروزی در یک نبرد است و داشتن نفرات بیشتر و تجهیزات پیشرفته بعد از آن مطرح می شود. برای پیروزی در مبارزه باید نیروهای نظامی تاکتیک را در حد نیاز مسئولیت خود در تمامی رده ها، از یک نیروی جزء تا فرماندهان ارشد فرا گیرند. فرماندهان بایستی با تصمیم گیری های صحیح بتوانند فرامین و دستورات لازم را در میدان نبرد صادر کرده و نیروها نیز همانطور که فرماندهان توقع دارند فرامین و دستورات را اجرا کنند و از هیچ رده ای کوتاهی یا اشتباهی سر نزند.